غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
مقدمه 18
اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور
عالمي ديگر بود ودر اثناى سخن به أو گفتم كه : كاش لباسى غير از اين نمد مىپوشيدى . جواب داد كه : لباس ديگر چركين مىشود . گفتم : چون چركين شد ، بايد شست . گفت كه : من براي جامه شستن به اين عالم نيامدهام ، بلكه مرا شغلى اهمّ از آن هست . ويافعى در تاريخ خود از « شيخ سيف الدين آمدى » نقل كرده است كه در شهر حلب سهروردى را ديدم ومىگفت كه : من تمام روى زمين را مالك خواهم شد . من از أو پرسيدم كه : اين را از كجا مىگويى ؟ گفت : در خواب ديدم كه تمام آب دريا را آشاميدم . من گفتم كه : شايد تعبير آن علم باشد وآنچه با علم مناسب است . اين تعبير پسند خاطر أو نگرديد وأو مردى بود كه علمش بسيار وعقلش كم بود . ومؤلّف گفته است كه « آمدى » مراد شيخ را نفهميده است . زيرا كه مراد شيخ اين است كه هر كه خدا را به حقّ معرفت شناخت ، حقّ طاعت را به جا مىآورد وهر كه حقّ طاعت را به جا آورد ، هر چيزى أو را فرمانبردار مىباشند وأو به حسب حقيقت مالك هر چيز وهمهء اشيا مملوك أو خواهند بود . پس مراد از ملك ارض ، تسلّط معنويهء مذكوره است وانتساب قلّت عقل به شيخ بزرگوار از قلّت تدبّر « آمدى » است مگر آنكه مراد أو قلّت عقل معاش باشد ؛ به سبب آنكه اظهار اين امر مفسد أمور دنيويّه نمود وحديث « إنّ أكثر أهل الجنّة البله » نيز بر اين معنى دلالت دارد . زيرا كه مراد از إبله به تصريح صاحب نهاية غافل از شرّ ومطبوع بر خير است ؛ وامّا إبله به معنى بىعقل مقصود از اين حديث نيست ؛ ودر اشعار منسوبه به حيدر كرّار - عليه السلام - مذكور است :